خلاصه کتاب شازده کوچولو

کتاب شازده کوچولو اثر زیبا و خواندنی از آنتوان سنت اگزوپری می باشد و در حقیقت شرح حال خود نویسنده است ، سنت اگزوپری که خلبان بود  آخرین پرواز خویش سقوط میکند .شخصیت اصلی داستان پسر بچه ای است که نماد فطرت پاک و بی آلایش و دست نخورده آدمی است که  در پی یافتن راز خلقت است .به ذن بنده میتوان جستجوی پسر بچه(سالک) را برای یافتن حقیقت هستی به ۷ شهر منطق الطیر عطار و سیر سیمرغ یکی دانست، و حتی به آیه زیبا قرآن :انالناواناالیه راجعون ، که در حقیقت شازده کوچولوی داستان ما نیز مانند سیمرغ عطار در انتهای داستان به حقیقت درونی خویش که همان عشق به خدا(گل سرخ) و خویشتن است میرسد و در هردو داستان میتوان به این نکته اذعان کرد که تمامی مراحل سلوک در درون خود آدمی می باشد و تنها با روبرو شدن با مراتب سیر درونی و سرکوب کردن ۷ اژدهای درون، آدمی به مرتبه انسانیت می رسد ، ومیتوان به حقیقت آفرینش رسید، همچنان که در قرآن نیز آمده است “هر کسی خودش را بشناسد ، خدا را شناخته “.شازده کوچولوی در پی یافتن راز آفرینش که در داستان به تمثیل از عشق به یک گل سرخ نام برده شده است ۷ سیاره را جستجو میکند اما در نهایت به سیاره خویش که همان ذات پاک خودش می باشد باز میگردد، ۷ سیاره که نماد ۷ رذیلت اخلاقی هستند عبارتند از :۱) شاهان که فرعون وار در پی ارضا حوائج فرعون درون خویش هستند و در مرتبه  حیوانی ( همچون شیر:شیر با ادرار به دور محیط اطراف خود قلمرو حکومت خودش را به سایر حیوانات اعلام میکند) وجود خویش میمانند.۲- انسانهای مغرور و خود پسند که طاووس درون را حمل میکنند که در منطق الطیر عطار نیز طاووس نماد خود شیفتگی و غرور و خود پسندی است ۳-انسانهای لذت جو که تمامی لذت هستی را لذت های دنیوی همچون میگساری و لذت های مادی میدانند۴- تاجرین که دنیا و حتی انسانها را با اعداد و ارقام میسنجند و به قول مولا علی (ع) مانند کودکان که با اسباب بازی خوشنود هستند آنها نیز با اموال دنیا خوشنودند۵- انسانهایی که زندگی را در فدا کردن اهداف و آرزوهایشان برای دیگران میبینند که از لحاظ روان شناسی خود این نیز بدبختی به همراه دارد۶-دانشمندانی که علم ناتمام آنها نیز کمکی به درک شهود باطن میکند و از لحاظ این دسته تنها چیزی قابل ارزش است که دیدنی و قابل ثبت باشد و به قول ویل دورانت در کتاب معنای زندگی پیشرفت علم توهمی بیش نیست و انسان نسل حاضر هیچ تفاوتی با انسان غار نشین دارد زیرا در درک مرتبه وجودی قدمی ناچیز برداشته است حتی اگر بتواند به کرات دیگر سفر کند .۷-سیاره زمین است که هنوز در آن عشق به انسانها و همنوع دوستی کمی دیده میشود ودر جایی از داستان  اشاره دارد به اینکه همه اعمال انسان به خودش باز میگردد.

نویسنده : حدیث سالاروند