کاربرد نظریه ها در مشاوره پیش از ازدواج

در مشاوره پیش از ازدواج کدام نظریه ها بیشتر کاربرد دارند؟ برای پاسخ به این پرسش، قبل از هر چیز باید اهداف مشاوره پیش از ازدواج را مرور کنیم. دو هدف اصلی وجود دارد که می توان آنها را به اهداف جزئی تری تقسیم کرد:
۱٫ پیش آگهی (پیش بینی آینده ازدواج): که بر اساس متغیرهای پیش از ازدواج انجام می گیرد.
۲٫ مداخله: گستره وسیعی از مداخلات در حوزه های آموزش، مشاوره، و درمان (در اشکال فردی، زوجی، و خانوادگی) قابل انجام است که عمدتاً پنج حوزه را نشانه می گیرند: حصول شناخت و آگاهی بیشتر از طریق کاوش عوامل مهم اثرگذار بر رابطه (نظیر سبک های حل تعارض)، حل و فصل مشکلات فردی که می توانند مانعی بر سر راه ازدواج موفق باشند، حل و فصل مشکلات رابطه ای، غنی سازی رابطه از طریق آموزش مهارتها به منظور پیشگیری از مشکلات آتی، و کار روی مشکلات بافتی نظیر مشکلات ناشی از تعامل با خانواده ها.
هدف نخست(پیش بینی) فقط بر اساس یافته های پژوهش طولی محقق می شود. البته پیش بینی بر اساس احتمال و مقایسه شرایط زوجین با زوجهای قبلی دارای شرایط مشابه انجام می شود. پیش بینی قطعی از طریق هیچ ابزاری میسر نیست. متخصصانی کوشیده اند با جمع بندی و تحلیل یافته های پژوهشی، نظریه هایی برای پیش بینی نتیجه ازدواج، تعیین یا پیشنهاد کنند. نظریه هایی مانند تبادل اجتماعی (social exchange theory)، نظریه تعامل نمادین (symbolic interaction theory)، نظریه اکوسیستم و غیره پیشنهاد شده اما هیچکدام قابلیت عملیاتی پیدا نکرده اند و بیشتر قابلیت توجیه نظری دارند تا پیش بینی.
برای تحقق هدف دوم، بر حسب شرایط می توان از تمام رویکردهای درمانی (فردی، زوجی، خانوادگی) استفاده کرد. اما با فرض فقدان آسیبهای مستلزم درمان فردی، و عدم تردید در تصمیم (که بحث مستقلی نیاز دارد)، سه رویکرد، بیشتر از بقیه برای مداخلات پیش از ازدواج کاربرد دارند.
۱٫ رویکرد شناختی-رفتاری: مواردی نظیر آموزش مهارتهای ارتباطی و حل تعارض، کار روی انتظارات و باورهای ناکارآمد در حوزه ازدواج، آموزش مهارتهای حل مسئله، آموزش مهارتهای مدیریت استرس و سایر راهبردهایی که در رویکرد شناختی-رفتاری برای بهسازی رابطه و پیشگیری از مشکلات آتی به کار بسته می شوند.
۲٫ نظریه بین نسلی بوئن: برای بررسی زمینه خانوادگی، شناسایی الگوهای غالب خانوادگی به ویژه از منظر واکنش پذیری هیجانی، بررسی میزان استقلال شخص از خانواده و زمینه سازی برای تمایز و استقلال شخصی بیشتر، مقایسه خانواده های طرفین در حوزه های مختلف رابطه ای، و تقویت عاملیت در شکل دهی رابطه و.. قابل استفاده است.
۳٫ رویکرد سیستمی: کار روی موضوع دوجانبگی در رابطه، مهارتهای رابطه با خانواده ها، آموزش در حوزه سیر تحولی رابطه، کار روی موضوعات نقش، قدرت و تقسیم مسئولیت، کار روی مشکلاتی که در رابطه با خانواده ها یا رابطه خانواده ها با همدیگر وجود دارند و نظایر اینها.
لازم به تاکید دوباره است که اینها تنها رویکردهای قابل استفاده در مشاوره قبل از ادواج نیستند و با توجه به اهداف و شرایط خاص هر مراجع می توان از رویکردهای دیگر نظیر واقعیت درمانی (به ویژه مفهوم نیازها) و برخی رویکردهای پویشی (نظیر روابط شیء) نیز استفاده کرد، اما در بیشتر موارد، سه رویکرد مورد اشاره، اهداف مشاوره پیش از ازدواج