تحلیل رفتار متقابل مهارتهای ارتباطی۲ روانشناسان تحلیل رفتار متقابل )TA )بر این باور هستند که روان تمامی افراد از سه بخش بانامهای )والد، بالغ، کودک( تشکیل شده است. هر سه اینها جنبه های واحدی از یک کل که همان روان ما انسانها است را تشکیل میدهند. http://markazetaranom.com/

درواقع دکتر اریک برن که رویکرد تحلیل رفتار متقابل را شکل داده است؛ درزمینه ی مطالعات و تجارب خود در این زمینه متوجه شد که وقتیکه به مردم با دقت بنگریم و حرکاتشان را مشاهده کنیم میتوانیم متوجه تغییرات محسوس و همزمانی در صورت، کلمات، اشارات و زبان بدن )حاالت و کارها( شویم که ممکن است همراه با سرخی گونه یا افزایش تپش قلب و سرعت تنفس باشد.

از سویی این تغییرات ناگهانی را در همه کس میتوان دید پس این حاالت چیزی نیست که مختص فرد یا عده خاصی باشند و افراد همگی در داشتن و تجربه کردن این حاالت مشترک هستند. برای تمامی ما پیشآمده زمانهایی که بعدازاین که به واقعهای واکنش نشان دادهایم و رفتاری کردیم، با خود فکر کردیم که چطور شد این رفتار کودکانه را انجام دادم و یا حتی به خود یا شخص دیگری گفتیم این بچهبازیها چیست که درمیآوری. پس میتوانیم در این موضوع که باوجود افزایش سن در درون تمامی ما همچنان کودکی هست و بخشی از وجود ما را تشکیل میدهد درک کنیم.

چه کار عاقالنهای انجام دادی •عجب تصمیم بالغانهای بود •راهکار خوبی برای حل مشکل بود بله بالغ آن بخش از وجود هرکدام از ماست که توانایی دارد راهکاری برای مسائل و مشکالت یافته و آنها را به بهترین نحو سامان دهد تابه حال شده وقتیکه با فامیل یا دوستی که والدین و اطرافیانش را میشناسید در ارتباط هستید به او بگویید که این کار تو من را یاد پدر یا مادرت انداخت؟ آیا تابه حال به شما نگفتهاند که شما کپی پدر، مادر و یا یکی از نزدیکان مهمتان هستید؟ (مرکز مشاوره ترنم)

درستـه در وجـود همـه مـا بخـشهایـی کـه انگـار بهصورت کامل از والدین و مراقبینمان در ما نهاده شده است دیده میشود؛ این همان چیزی است که میتوانید بهصورت ویژگیهای مشترک اعضای یک خانواده از آن یاد کنید. اریک برن این سه حالت را حاالت نفسانی )ego state )نامید و به نمایندگی از این وضعیتها نامهای والد ، بالغ ، کودک را بر آنها نهاد. کـودک و والـد بهصورت نـوارهای ضبط شده در مغـز مـا از تجربیـات واقعـی اسـت کـه شـامـل رویـدادهـای خـارجـی )اصـل وقـایـع گـذشتـه(، رویدادهایی داخلی )احساسهای ما( حفظ شدهاند که عمده ترین آنها طی پنج سال اولیه زندگی رخداده است که هرکدام از آنها با به کار افتادن نوار اطالعاتی که درگذشته روی آن ضبط شده است فعال میشود، این اطالعات حاوی اشخاص واقعی، زمانهای واقعی، تصمیمها و احساسات واقعی است. http://markazetaranom.com/

والد: رفتارها، افکار و احساسهایی است که از والدین یا جانشینان آنها فراگرفته شده اند، به عبارتی حالت نفسانی والد شامل انبوهی از سوابق مربوط به رویدادهای خارجی در مغز است که بدون سؤال و حتی بازور در سالهای اولیه زندگی )بیشتر در پنج سال اول( دریافت میشوند. این ضبط ها بیشتر مربوط به قبل از زمانی است که کودک خانه را به خاطر حضور در مدرسه ترک کند که بیشتر اطالعات والد به علت مالحظاتی است که کودک از پدر و مادر یا مراقبین و دیگر افراد مهم زندگی )خواهر، برادر بزرگتر و…( ضبط کرده است. برای هر فردی جنبه والد با تمام شباهتهایش منحصربهفرد خودش است، زیرا نوارهای ضبط شده از تجارب اولیه او با والدین و مراقبین منحصربه فرد است؛ ما میتوانیم با جواب دادن به این سؤال که من چه سخنانی از مادر یا پدر خود را در درون خود میشنوم به بخشی از افکار والدی خود پی ببریم البته این را بدانید که میتوان مادر و پدر را به افرادی که در کودکی برای ما نقش مهمی داشته اند تعمیم داد افرادی چون خواهر و برادر بزرگ، خاله، دایی، مادر و پدربزرگ و …

در هر زمان که در حالت نفسانی والد هستید میتوانید ببیند که تا چه انداز رفتارتان به این افراد نزدیک و شبیه است.

به یاد داشته باشید که اطالعات محفوظ ً و بدون اصالح حک و در والد مستقیما ضبط شده اند؛ حال چرا ما این اطالعات را بدون اصالح ضبط میکنیم؟ بله درست است جواب در ضعف کودک انسان است، بچه کوچک برای ادامه حیاتش به مراقبین نیاز دارد و این نیاز حیاتی او به پدر و مادر و مراقبینش و عدم توانایی او در فهم و درک معانی اصلی اتفاقات و رفتارها توضیح و تصحیح را برای او غیرممکن میکنند. (مرکزمشاوره ترنم)

در جنبه والد تمامی مقررات، قوانین و اخطارهایی که کودک از والدین خود شنیده است و یا از رفتار آنها مشاهده کرده، محفوظ و نگهداری میشود. کودک: جایگاه احساسات، افکار و رفتارهایی است که از دوران کودکی باز نوازی میشود. همزمان با ضبط و ثبت رویدادهای خارجی در والد ضبط دیگری نیز اتفاق میافتد که مربوط به رویدادهای درونی یا به عبارتدیگر پاسخها و یا عکسالعملهای انسان کوچک )احساسات او( نسبت به آن چیزی است که میبیند، میشنود و درک میکند. به علت اینکه کودک در سالهای بحرانی اولیه رشد خـود فاقد توانـایی ابراز کالمـی اسـت بیشتـر عکس العملهـای او به صـورت )احساس( ضبط و ثبت میشود درنتیجه جنس واکنشهای حالت )کودک( هیجانی است.

اینکه هیجانها مطلوب هستند و میتوانند تا چه حد برای بقاء و تصمیمگیری درست انسان مؤثر باشند شکی وجود ندارد اما ً طوالنی است که در این نیازمند بحث نسبتا مقوله نمیگنجد. کودک در سالهای اولیه، کوچک، ناتوان، محتاج و وابسته است. یک لحظه تصور کنید چنین موجود ضعیف و محتاجی که توانایی بیان و ابراز کالمی را ندارد تا چه حد میتواند ضعیف و شکننده باشد یک فرد بزرگسال باید بداند معنی یک ترش رویی چه میتواند باشد اما یک کودک نوپا چطور؟ یک ترش رویی در کودک فقط میتواند یک احساس تولید کند که بهمانند زخمی است در او که به منابع اطالعات منفی درباره خودش اضافه میکند. )بازهم من مقصر هستم(. در این دوران ناتوانی از کودک توقعات زیادی که با توانایی عقل منطقی او سازگاری ندارد، داریم از سویی او باید بر اساس برنامه ریزی ژنتیکی که شده گهگاه و حتی بیموقع احتیاجات طبیعی خود را برآورده کند، حرکت کند، اکتشاف کند، بشکند، سروصدا کند، احساسات و هیجانات خود را نشان دهد و ابراز کند و از تمامی منابع لذت ببرد اما از طرفی از سوی والدین یا مراقبینش از او خواسته میشود که تمامی این لذتها و رضایتمندیهای ضروری را به خاطر رضایتمندی آنها کنار گذاشته و اگر میخواهد که دوستش داشته باشند منطقی رفتار کند، یعنی با منطق والدین رفتار کند قواعدی که برای یک کودک غیرقابل فهم است.

نتیجه این بایدها و نبایدهای و تربیت کردنهای ۴ بیهوده که با توان عقل منطقی کودک همخوانی ندارد چیزی نیست جز صندوقچهای از احساسات منفی و ناخوشایند در کودک که بر پایه آنها کودک در سالهای اولیه برداشتی میکند به این شکل که من )خوب نیستم( که نتیجه تجربیات مداوم، احساسات ناشـاد و آسیب زایـی است که پی درپی آمده و یکـدیگـر را تقویت و تأیید میکنند که در مغز کودک رسوبکرده و تثبیت میشود و به ایـن سادگیها هم پاک شدنی و قابل تغییـر نیست. بالغ: رفتارهـا، افکار، احساسهـایـی اسـت که بـرای واکنـش مستقیم به واقعیـت اکنون و اینجـاست که منجر به حل مسئله میشود. تا قبل از ده ماهگی کودک قادر نیست بهصورت فعال در محیط به حرکت بپردازد و درنتیجه از خود اراده ای ندارد و تا قبل از ده ماهگی کودک هر چیزی را که پیشآمده قبول کرده است؛ اما بعد از تجربه شگفتانگیز راه رفتن میتواند با خالصی از زندان سکون به تجربه فعال اطراف بپردازد. در این سن است که کودک کمکم متوجه میشود که میتواند کارهایی را با آگاهی و فکر خودش انجام دهد این همان جرقه های اولیه وجه بالغ است. http://markazetaranom.com/

کودک کمکم میتواند فرق بین اطالعات داده شده از جانب والدین و اطالعاتی که با کاوش محیط به دست میآورد را بفهمد. پس بالغ به ثبت اطالعاتی که از راه تحقیق سنجش و تجربه به دست میآید میپردازد.

بالغ در سالهای اولیه زندگی بسیار شکننده است و به آسانی تسلیم فرمانهای والد و یا ترسهای کودک میشود. بالغ در اصل یک کامپیوتر است برای به جریان انداختن و پردازش اطالعات.

حال تصور کنید اگر ازدواج والد با کودک صورت گیرد چه میشود؟